اینجا
دیگه میخوام با وب نویسی برای همیشه خداحافظی کنم.
حداقل فعلا میخوام.
ممنون از همه ی آدمهایی که دوستم داشتن یا از من متنفر بودن.
به من انگیزه دادن.
این پایان عشق من هست...
پ.ن: نظرات خوانده میشه ولی تایید نمیشه... تا ابد!
share our dreams at dejavu blog
1:
قویترین قسمت بدن شما آرنجتان میباشد. در صورتیکه به اندازه کافی به
شخصی نزدیک هستید که بتوانید از آرنجتان ستفاده نمایید، این کار را
انجام دهید
2: در صورتیکه دزدی از شما کیف پولتان را خواست،
آن را به او تحویل ندهید.
کیف را به سمتی دور از خود
پرتاب کنید.
ممکن است این شانس وجود داشته باشد که دزد به
کیف شما بیش از خود شما علاقه نشان دهد و به سمت کیف برود در این لحظه
شما مانند دیوانگان در جهتی دیگر بدوید
3: در صورتیکه شما را داخل صندوق ماشین انداخته
اند چراغ های عقب را در آورید و دستتان را از سوراخ بیرون برده، دیوانه
وار آن را تکان دهید.
راننده
شما را نمیبیند، اما سایرین میبینند. این کار جان افرادی ر نجات داده
است
4: خانم ها معمولا عادت دارند که هنگامیکه پس ار
خرید یا کار وارد اتومبیل خودمی شوند در آن بنشینند و کارهای دیگر
انجام هند ممکن است کسی شما را زیر نظر داشته باشد و در یک فرصت مناسب
از در سمت پیاده رو وارد اتومبیل شده اسلحه ای را بر سر شما بگذارد و
به شما گوید که به کجا بروید به محض اینکه وارد خودرو شدید، درها را
قفل کرده و محل را ترک کنید اگر هنگامیکه سوار خودرو شدید، شخص دیگری
نیز در اتومبیل بود و اسلحه ای را به سمت شما نشانه رفت متوقف نشوید
تکرار میکنم تومبیل خود را متوقف نکنید به جای ترمز کردن، پای خود را
بر روی گاز فشار دهید و با سرعت به چیزی بکوبانید که ماشین خرد شود
کیسه هوا جان شما را نجات خواهد داد و اگر شخص دیگری در صندلی عقب
نشسته باشد به محض متلاشی شدن ماشین به بدترین نحو خسارت میبیند. فرار
کنید بهتر از این است که جسد شما در جایی پیدا شود
5: چند نکته هنگام سوار شدن به ماشین در یک
پارکینگ مسقف یا سرپوشیده
حواس خود را جمع کنید اطراف خود ، درون ماشین و صندلی عقب را نگاه
کنید زمین سمت پیاده رو را نگاه کنید
- اگر ماشین شما در کنار یک ون بزرگ پارک است از در سمت پیاده رو سوار
اتومبیل شوید بیشتر قاتل های زنجیره ای قربانیان خودرا در حالیکه
میخواهند سوار ماشین شوند به داخل ون میکشند
- به ماشینی که در سمت خیابان و یا پیاده رو، نزدیک ماشین شما پارک است
نگاه کنید.
اگر
مردی تنها در صندلی ای که نزدیک ماشین شما است، نشسته است، به عقب
برگردید و با یک نگهبان یا پلیس به ماشین خود نزدیک شده و سوار شوید
6: همیشه از آسانسور به جای پله استفاده نمایید
راه پله ها مکان هایی ترسناک برای تنها بودن هستند و بخصوص در شب مکان
های خوبی برای جنایت می باشند
7: در صورتیکه شخصی اسلحه دارد و شما تحت کنترل
او نیستید همیشه بدوید شخص مهاجم تنها به شما شلیک میکند در حالیکه شما
یک هدف متحرک هستید احتمال اینکه تیر به شما بخورد 4 به 100 است و
همچنین بیشتر اوقات مکانی که مورد اصابت قرار میگیرد یکی از ارگان های
حیاتی شما نیست بدوید. ترجیحا به صورت زیک زاگ
8: خانم ها معمولا تلاش می کنند که دلسوز و شفیق
باشند، ادامه ندهید! دیگر بس است!!
این رفتار ممکن است به شما
صدمه زده و یا حتی به کشته شدنتان منجر شود. تد باندی که یک قاتل بود و
قتل های زننجیره ای انجام میداد، مردی خوش تیب و با سواد بود
که از حس شفقت زنان
سوء استفاده میکرد
او با عصایی در دست لنگان لنگان راه میرفت و
برای سوار شدن به اتومبیل خود درخواست کمک میکرد.
9: نکته امنیتی دیگر:
شخصی به من گفت که دوستش صدای
گریه یک بچه را شب هنگام در راهرو شنیده است.
و بدلیل اینکه دیر وقت بوده به پلیس زنگ زده است او فکر میکرد که این
عجیب است. پلیس به او گفت:
هرکاری که میکنی، در
را باز نکن زن گفت که این مانند صدای یک بچه است که انگاراز پنجره به
بیرون خزیده و ممکن است وارد خیابان شود. او نگران بچه است.
پلیس گفت، یکی از
واحدهای اعزمی ما در راه است.
هر کاری که میکنی، در
را باز نکن!
پلیس به او گفت که آنها فکر میکنند که یک قاتل
قتل های زنجیره ای صدای یک بچه را ضبط کرده است و با استفاده از آن
زنان را با فکر اینکه کسی یک بچه آنجا گذارده است، به بیرون از خانه
میکشاند. او گفت که آنها هنوز این موضوع را تاید نکرده اند. اما تعداد
زیادی خانم تماس گرفته اند که میگویند هنگامیکه شب هنگام در خانه تنها
بوده اند، صدای گریه یک بچه را از بیرون در میشنوند
10: اگر صدا چکه آب از شیرهای یرون خانه در
نیمه شب شنیدید از خانه برای رد یابی مشکل خارج نشوید.بعضی از دزدان شیر آب شما را
مشل دار مینند تا شما برای پیدا کردن محل صدای چکه از خانه خرج شوید در
صورتیکه صدای آب شنیدید ، از همسایه های خود کمک گیرید. شما رو نمیدونم... اما من که دیگه میترسم شبها تنهایی برم توالت...! رسوایی پسر قذافی هم الان ماجرایی شده تو خبرگذاریهای دنیا اساسی... تو ادامه مطلب نوشتم براتون... جالب اینه با یه بازیگر اسرائیلی رابطه داشته... ولی اون بازیگره... ورپریده چه خوشگله...!
بخش اول: شگرد پسرک در مقابل نادر شاه
روزي فرا خواهد رسيد كه
جسم من آنجا زير ملحفه سفيد پاكيزه اي كه از چهار طرفش زير تشك تخت
بيمارستان رفته است، قرار مي گيرد و آدم هايي كه سخت مشغول زنده ها
و مرده ها هستند از كنارم مي گذرند.
آن لحظه فرا خواهد رسيد كه دكتر بگويد مغز من از كار افتاده است و
به هزار علت دانسته و ندانسته زندگيم به پايان رسيده است.
در چنين روزي،اگر شما نیز بر بالین من بودید، تلاش نكنيد به شكل مصنوعي و با استفاده از دستگاه،
زندگيم را به من برگردانيد و اين را بستر مرگ من ندانيد...
بگذاريد آن را بستر زندگي بنامم بگذاريد جسمم به ديگران كمك كند كه
به حيات خود ادامه دهند.
چشمهايم را به انساني بدهيد كه هرگز طلوع آفتاب ، چهره يك نوزاد و
شكوه عشق را در چشم هاي يك زن نديده است.
قلبم را به كسي هديه بدهيد كه ازقلب جز خاطره ي دردهايي پياپي و
آزار دهنده چيزي به ياد ندارد.
خونم را به نوجواني بدهيد كه او را از تصادف ماشين بيرون كشيده اند
وكمكش كنيد تا زنده بماند ونوه هايش را ببيند.
كليه هايم را به كسي بدهيد كه زندگيش به ماشيني بستگي دارد كه هر
هفته خون او را تصفيه مي كند.
استخوان هايم، عضلاتم، تك تك سلول هايم و اعصابم را برداريد و راهي
پيدا كنيد كه آنها را به پاهاي يك كودك فلج پيوند بزنيد.
هر گوشه از مغز مرا بكاويد، سلول هايم را اگر لازم شد، برداريد و
بگذاريد به رشد خود ادامه دهند تا به كمك آنها پسرك لالي بتواند با
صداي دو رگه فرياد بزند ودخترك ناشنوايي زمزمه باران را روي شيشه
اتاقش بشنود.
آنچه را كه از من باقي مي ماند بسوزانيد و خاكسترم را به دست باد
بسپاريد، تا گلها بشكفند...
اگر قرار است چيزي از وجود مرا دفن كنيد بگذاريد خطاهايم، ضعفهايم
و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند...
گناهانم را به شيطان و روحم را به خدا بسپاريد و اگر گاهي دوست
داشتيد يادم كنيد.
عمل خيري انجام دهيد، يا به كسي كه نيازمند شماست، كلام محبت آميزي
بگوييد.
اگر آنچه را كه گفتم برايم انجام دهيد، هميشه زنده خواهم ماند...